دست بوسی خمینی و دست بوسی صدام،مسأله این است


من به هیچ مذهبی اعتقاد ندارم و از هر گونه مقدس گرایی و بت سازی دوری می کنم. به همین جهت با مرام و مسلک سازمان مجاهدین چه در شرایط فعلی و چه در گذشته ، کاملا مخالفم.
اما به محض اینکه نام سازمان مجاهدین برده می شود، صحبت از دستبوسی آنها برای صدام در زمان جنگ ایران وعراق می شود.
دست بوسی رجوی برای صدام
به همین دلیل دفاع از آنان در وقایعی همچون کشتار چند روز قبل، با واکنش های منفی وتندی همراه می شود. البته انصافا در سایت بالاترین تعداد زیادی از افراد واکنش مثبت نشان دادند و از آسیب دیدگان این واقعه حمایت کردند. اما یک سوال ازکسانی دارم که با اینگونه حمایتها مخالفت می کنند، اگر دستبوسی برای صدام خیانتی نابخشودنی است، دستبوسی برای خمینی چه حکمی دارد؟ خمینی بیشتر با فرهنگ و اندیشه ایرانی ضدیت داشت یا صدام؟ کار مجاهدین این بود که از شر خمینی به آغوش صدام پناهنده شدند. اگر امروز شرایط عوض شده و فرصتی به اصلاح طلبان یا همان دست بوسان خمینی داده شد تا اصلاحاتی در کشور اجرا کنند چرا فرصت اصلاح به مجاهدین داده نشود. من یکی از کسانی بودم که در انتخابات به امید تغییرات مثبت، به موسوی رأی دادم و امروز هم شجاعت و ایستادگی او و کروبی را ستایش می کنم. مسلما بسیاری دیگر نیز بر همین عقیده اند. پس اینقدر همکاری با صدام را بر سر مجاهدین چماق نکنیم تا راه بازگشت برای آنان نیز فراهم شود، همانگونه که نباید دستبوسی خمینی را برای موسوی و دیگر شخصیتها همچون بنی صدر چماق کرد.


دستبوسی بنی صدر

یک دیدگاه برای ”دست بوسی خمینی و دست بوسی صدام،مسأله این است

  1. از این به اصطلاح مجاهدین خائن تر و پست تر وجود نداره بخدا قسم ما مردم شاید هر حکومتی را تحمل کنن ولی کسای که برای رسیدن به قدرت دست دشمنان ایران زمین رو میبوسن(خصوصا امثال صدام را) و حاضرن قسمتی از خاکمون رو ببخشن به صدام هرگز تحمل نمیکنن.

  2. آن حرامزاده وزارت اطلاعاتی که مجاهدبن را به دست بوسی متهم میکند خودش خوب میداند که مجاهدین اولین کسانی بودند که به ریش امام کثیف و کفن پاره اش تف کردند و نابودی این رژیم جهنمی را خواستار شدند.
    همه خوب میدانند که ریشه این حکومت کثیف به دست مجاهدین قهرمان خلق کنده خواهد شد.
    مرگ بر خامنه ای / لعنت بر خمینی / درود بر رجوی

  3. پیرمردی ۷۰ ساله هستم که از نوجوانی در جریانات سیاسی بوده ام.از سطح بسیار نازل بحث‌ها vbisvaadi بحث کنندگان در عجبم.تنها ماموران رژیم در این جا خوب عمل میکنند و تیرشان به هدف میخورد.

  4. مسلما اگرمادرکشوری آزادبادموکراسی بودیم هرکدام باهرعقیده ایی می توانستیم در کنار یکدیگرزندگی کنیم اماماازهرقشری که باشیم متاسفانه تحمل نظرییات دیگری راندارییم

  5. امروز چیزی که از این حرفا مهمتره اینه که یه عده آدم اونم ایرانی تازه غیرمسلح حالا با هر عقیده و هر کار درست یا غلطی که چه خودشون، چه پدر مادراشون، چه رهبراشون کردن به شکل خیلی خیلی وحشیانه ای کشته شدن و نحت فشار و خطرن، اگه فیلمای کشتارشونو ببینین بعید میدونم هرچقدم مخالفشون باشین بتونین جلوی اشکاتونو بگیرین، این بلا حق هیج آدمی نیست که سرش بیاد،
    چه مجاهد، چه بسیجی، چه چپی یا جنبش سبزی
    انقدر اون تصاویر وحشتناکه که من به سختی جرات میکنم اونارو برای خودم یادآوری کنم

  6. ( کمونیست = مسلمان = تجزیه طلب = تروریست = بیگانه = ضد آزادی و دموکراسی = عوامل عقب ماندگی = دشمن ایران و ایرانی ) سوال: سابقه تاریخی و رابطه این اف

    ( کمونیست = مسلمان = تجزیه طلب = تروریست = بیگانه = ضد آزادی و دموکراسی = عوامل عقب ماندگی = دشمن ایران و ایرانی )
    سوال: سابقه تاریخی و رابطه این افراد را با هم پیدا کنید؟

  7. یاران گرامی موضوع رهبری مجاهدین را با دیدی عمیقتر باید مورد برسی قرار داد چرا که هم از لحاظ دیدگاه در زمان خود و هم از جهت شخصیت سیاسی و تجربیات پیشین تفاوت فاحشی بین رهبری و سازمان مجاهدین فعلی با سازمان مجاهدین و بنیان گذاران در ان دوران میباشد البته من از تحولات پیش امده در هر زمان که سازمان داشته دفاع نمیکنم اما حیفم امد که به ان اشاره نکنم چون با اطلاعی که از ان بزرگواران دارم یقینا اگر تا پیروزی قیام در راس سازمان باقی بودند شرایط سازمان این نبود که امروز با ان مواجه هستیم چرا که مسعود از همان اپتدا شروع به تکتازی کرد و متاسفانه نه شرایت زمان را در نظر گرفت و نه شرایط امادگی مردم برای شناخت بیشتر سازمان انهم که دستهای پشت پرده از خمینی یک بت ساخته بودند و ملت او را کعبه امال خود میدانستند چرا گفته هایش انچنان مردم را مسخ کرده بود که فرزندان خودرا برای رضای او قربانی میکردند چرا که طبق اماربدست امده پنج در صد ملت امادگی چنین تحولی را داشتند و سایر مردم فقط به نزول خمینی از ماه فکر میکردند اما همان پنج در صد تحلیل ها و بحث های غیر قابل هزم برای مردم عادی بهانه را بدست خمینی و اطراقیانش داد در کوتاه زمان اپتدا مارک ضد خدا و بی دینی را به میان ملت علیه سازمانها و گروهای منتقد ببرد و سپس با استفاده از احساسات مردم به اهداف خود برسد تا انجایی که جنگ خانمان سوز هشت ساله را نعمت الهی بداند چرا که در پناه ان توانست هر جنایتی را توجیح کند اتفاقا رفتن مسعود به عراق و همدستی با صدام و همکاری در جنگ علیه کشورش مهر تایید خمینی در باور مردم پر رنگتر جلوه کرد که امروز شاهد نتیجه اشتباهات مکرر کادر رهبری و اقای رجوی هستیم که امروز سه هزار و پانصد از هموطنان ما باید بیدفاع در کمپ اشرف هر روز اماج یورشهای وحشیانه بربرهای وحشی قرار گیرند نه راه پیش دارند و نه راه پس. یادم میاید در یکی از جلساتی که با عده ای از مسئولین سازمان در اروپا داشتم انها را بسیار خرسند و شاد میدیدم از اینکه امریکا حفاظت کمپ اشرف را بعهده گرفته به انها گفتم خواهران و برادران گرامی لطفا ادرس غلط به همدیگر ندهیم و زیاد به امریکا و متحدانش ایمان نداشته باشید و باید منتظر هر تغیری باشید اما انها چنان بر من تاختند که مجبور شدم جلسه را ترک کنم اما اکنون بعنوان یک ایرانی انچه بر هموطنانم در کمپ اشرف میگذرد دلم بدرد امده و چشمم اشکبار است امید است زنده باشم تا شاهد ازادی انها و ملت ایران باشم.

  8. یاران گرامی موضوع رهبری مجاهدین را با دیدی عمیقتر باید مورد برسی قرار داد چرا که هم از لحاظ دیدگاه در زمان خود و هم از جهت شخصیت سیاسی و تجربیات پیشین تفاوت فاحشی بین رهبری و سازمان مجاهدین فعلی با سازمان مجاهدین و بنیان گذاران در ان دوران میباشد البته من از تحولات پیش امده در هر زمان که سازمان داشته دفاع نمیکنم اما حیفم امد که به ان اشاره نکنم چون با اطلاعی که از ان بزرگواران دارم یقینا اگر تا پیروزی قیام در راس سازمان باقی بودند شرایط سازمان این نبود که امروز با ان مواجه هستیم چرا که مسعود از همان اپتدا شروع به تکتازی کرد و متاسفانه نه شرایت زمان را در نظر گرفت و نه شرایط امادگی مردم برای شناخت بیشتر سازمان انهم که دستهای پشت پرده از خمینی یک بت ساخته بودند و ملت او کعبه امال خود میدانستند چرا گفته هایش انچنان مردم را مسخ کرده بود که فرزندان خودرا برای رضای او قربانی میکردند چرا که طبق اماربدست امده پنج در صد ملت امادگی چنین تحولی را داشتند و سایر مردم فقط به نزول خمینی از ماه فکر میکردند اما همان پنج در صد تحلیل ها و بحث های غیر قابل هزم برای مردم عادی بهانه را بدست خمینی و اطراقیانش داد در کوتاه زمان اپتدا مارک ضد خدا و بی دینی را به میان ملت علیه سازمانها و گروهای منتقد ببرد و سپس با استفاده از احساسات مردم به اهداف خود برسد تا انجایی که جنگ خانمان سوز هشت ساله را نعمت الهی بداند چرا که در پناه ان توانست هر جنایتی را توجیح کند اتفاقا رفتن مسعود به عراق و همدستی با صدام و همکاری در جنگ علیه کشورش مهر تایید خمینی در باور مردم پر رنگتر جلوه کرد که امروز شاهد نتیجه اشتباهات مکرر کادر رهبری و اقای رجوی هستیم که امروز سه هزار و پانصد از هموطنان ما باید بیدفاع در کمپ اشرف هر روز اماج یورشهای وحشیانه بربرهای وحشی قرار گیرند نه راه پیش دارند و نه راه پس. یادم میاید در یکی از جلساتی که با عده ای از مسئولین سازمان در اروپا داشتم انها را بسیار خرسند و شاد میدیدم از اینکه امریکا حفاظت کمپ اشرف را بعهده گرفته به انها گفتم خواهران و برادران گرامی لطفا ادرس غلط به همدیگر ندهیم و زیاد به امریکا و متحدانش ایمان نداشته باشید و باید منتظر هر تغیری باشید اما انها چنان بر من تاختند که مجبور شدم جلسه را ترک کنم اما اکنون بعنوان یک ایرانی انچه بر هموطنانم در کمپ اشرف میگذرد دلم بدرد امده و چشمم اشکبار است امید است زنده باشم تا شاهد ازادی انها و ملت ایران باشم.

  9. چه قیاس بی ربطی ؟؟؟؟؟
    مشکل مرام این گروه و مشخصا رهبر این گروه که آدمهای خایینی به مردم و وطن هستن , فکری میکنی این رجبی چیزی بهتر از خمینیه ؟؟؟
    و در آخر من نمیدونم اینا چرا گیر دادن تو عراق بمونن
    http://30mail.net/weblog/2011/apr/09/sat/8769

    • بارک الله اینو بگو. بگو ما یک مشت آدم فناتیک و خشک مغزیم و با هر کس که مثل ما فکر نمیکنه مخالفیم و خونش را حلال میکنیم. با اینکه با فناتیسم و خشک مغزی بشدت مخالفم، حداقل صداقتت را تحسین میکنم. دروغ نمیگی که مثلا اینها خیانت کردند یا تجاوز کردند یا از این حرفها. رک و راست میگی که علت کشتار اینها عقیدتی بوده و ربطی به جنایت و خیانت نداره.

    • علی جان من هم گفتم با مرام این گروه مخالفم، اما در ایران فردا همه در کنار هم هستیم و باید با نقاط ضعف و قوت یکدیگر کنار بیاییم. هدف من بیشتر بدنه سازمان مجاهدین بود تا رهبران اصلی.

    • مسعود که ظاهرا نه دست شاه را بوسیده، نه دست شیخ را و سوزش خمینی چیها هم از همینه.در اون عکسی هم که از ملاقات صدام و رجوی موجود هست و دائم آنرا به همه نشان میدهید، تنها فشردن دست اینها پیداست و نه دستبوسی. حالا دستبوسی دیگر چه صیغه ای است و از کجا آمده، اینرا باید شماها جواب بدید. البته اینطور که معلومه شماها در رطب و یابس بافتن استعداد عجیبی دارید و مثل رییس جمهورتان انقدر خونسرد دروغ میگید که هر آدم ساده ای باور میکنه.

  10. سپاس از ایران ایرانی عزیز. بت سازی و تقدس دادن به هرکسی از نظر من مسخره و مضحک است حالا طرف میخواد دست شاه رو ببوسه میخواد اونجای صدام رو ببوسه یا مثل اقای بنی صدر که طرفدارهای امروزیشون گذشته این اقا رو لاپشونی میکنن! بخواد دست خمینی جانی رو ببوسه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s